زندگی من
ما 3نفر
سال نو ،من در 32 سالگی هستم احساس میکنم خیلی پر تجربه تر ، بزرگ تر ،صبور تر و مهربان تر شدم .و این تغییرات رو مدیون دخترم هستم .وجودش باعث شده من بیشتر مواظب رفتارم باشم.و بیشتر به اطراف توجه کنم. حالا بیشتر از بیش قدر محبت ها رو می دانم و سعی میکنم اطرافیانم رو نرنجونم. از دیروز که 6 بود سرکار هستم و دوباره روزهای تکراریم شروع شدن .چند روز استراحت در خانه نه تنها خستگی را ازم دور نکرد بلکه خسته تر هم شدم.اما اون موج منفی ازم خیلی فاصله گرفته . عید دیدنی و رفتن خونه فامیل خیلی رسم خوبیه اما اینکه هی یه عده برن خونه یکی فردا همون عده خونه یکی دیگه و روزهای بعد هم همون عده بیان خونت یکم بی معنیه .یعنی هیچ جذابیتی نداره و هیچ حرف تازه ای برای گفتن و شنیدن نیست . چقدر خوبه که بتونی اطرافت رو جوری درست کنی که دوست داری و کسی نباشه که هی مخالفت کنه و تو هم هی حرص بخوری. اگه رفتین مسافرت احتیاج نیست برای همه سوغاتی بیارین بعد هی بگید من واسه خودم هیچی نخریدم و هیچ تفریحی هم نکردم .برید تفریح کنید و هیچی هم برای هیچکی نیارید به خدا اینجوری خیلی بهتره .ما هم راضیم. امیدوارم تو سال نو همه به ارزوهاشون برسن.الهی امین
| قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت |










